مخیل کردن هموطنان عرب اهل سنت اهوازی بین پذیرش مذهب آخوندهای حکومتی و یا تحمل ۱ سال زندان بیشتر

بنابه گزارش ارسالی به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران»  دو تن از هموطنان  اهل سنت عرب اهوازی که در آستانه آزادی بودند بدلیل عدم روی آوردن به مذهب آخوندهای حکومتی محکوم به ۱ سال زندان بیشتر شدند.

حکم دو زندانی عقیدتی عبدالحکیم  خزرجی (مروانی ) و مهدی حیدری در مهرماه سال جاری به اتمام می رسید اما قبل از به پایان رسیدن ۱ سال حبس ،چند روز پیش رئیس شعبه ۴  دادگاه انقلاب اهواز  فردی به نام شمعونی   با احضار این دو تن در دادگاه از آنها نوشتن توبه نامه و تعهد کتبی مبنی بر بازگشت  به مذهب آخوندهای حکومتی و فاصله گرفتن  از مذهب خویش یعنی اهل سنت در قبال آزادی را خواست  اما بعد از امتناع آنها از امضای تعهد کتبی و توبه نامه، قاضی شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز  حکم حبس ۱ سال اضافی برای این دو زندانی عقیدتی اهل سنت عرب را صادر نمود.

ادامه مطلب...

 

زندانبانان ولی فقیه باعدم درمان یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان وی را در آستانه مرگ قرار داده اند

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » یک زندانی بی دفاع که از بیماریحاد رنج می برد بیش از ۶ ماه است که بدون درمان به حال خود رها شده بود روز گذشته به حالت اغما فرو رفت و به بهداری زندان منتقل گردید.

روز چهارشنبه ۷ مهر ماه زندانی عصمت الله گرکیج ۵۰ ساله که ۶ سال است در زندان مرکزی زاهدان زندانی می باشد به دلیل عدم درمان و  به وخامت گراییدن وضعیت  جسمی وی را در  حالت غما  به بهداری زندان منتقل کردند. علیرغ اینکه قبلا بهداری اعلام کرده بود که قادر به درمان وی نیست و او می بایست در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان بستری و مداوا شود. او از چند روز پیش هر غذای که می خورد با حالت تهوع دفاع میکرد و شرایط او به حدی وخیم بود که قادر به راه رفتن و غذا خوردن نبود. یش از این بهداری زندان اعلام کرده بود که این زندانی مبتلا به بیماری هپاتیت است. بر اثر فشارهای  زندانیان او را به خارج از زندان منتقل کردند و فقط به انجام چند آزمایش روی وی بدون اعلام نتیجه آن   اکتفا نمودند و بدون دارو و درمان به زندان بازگردانده شد.

این زندانی بیش از ۶ ماه است که از بیماریش رنج می برد و بدلیل عدم درمان رفته رفته وضعیت جسمی اش به وخامت گرایید.

ادامه مطلب...

 

صدور احکام سنگین و غیر انسانی علیه ۱۹ تن از نوجوانان و جوانان هموطن فعال عرب خوزستانی

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»    نوزده تن از نوجوانان و جوانان  فعال عرب  هموطن خوزستانی در  شعبه  ۱۰۱ دادگاه انقلاب شوش ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به منظور ایجاد فضای  رعب و وحشت  به احکام سنگین و غیر انسانی محکوم شدند.

شعبه  ۱۰۱   دادگاه انقلاب شوش  ولی فقیه آخوند علی خامنه ای  علیه ۱۹ تن از نوجوانان و جوانان هموطن عرب خوزستانی احکام سنگین و غیر انسانی صادر نمود. سنین نوجوانان و جوانان  فعال عرب خوزستانی بین ۱۵ و ۳۰ سال می باشد.در این دادگاه فرمایشی که به دستور بازجویان وزارت اطلاعات  تشکیل شده بود  . زندانیان سیاسی از داشتن وکیل انتخابی  وحق دفاع محروم بودند.

زندانیان سیاسی نوجوان و جوان که علیه ظلم و ستم و اعمال سرکوبگرانه نیروهای ولی فقیه دست به اعتراض زده بودند با یورش مامورین وزارت اطلاعات در سال ۱۳۹۴  دستگیر و به شکنجه گاه وزارت اطلاعات در شوش منتقل شدند و چندین ماه در این شکنجه گاه مورد اذیت و آزار بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند و پس از آن نوجوانان و جوانان زندانی را به زندان فجر شوش در کنار مجرمین عادی و خطرناک منتقل کردند .

در این دادگاه ۱۵ نفر از نوجوانان و جوانان دستگیر شده به احکام  سنگین ۲ سال زندان محکوم شدند اسامی نوجوانان و جوانی که به ۲ سال زندان محکوم شدند به قرار زیر می باشد :

ادامه مطلب...

 

گزارشی هولناک و غیر قابل تصور از شکنجه وحشیانه یک کارگر زندانی در آگاهی ایرانشهر

گزارشی هولناک و غیر قابل تصور از بربریت و وحشی گری و اعمال ضدبشری ماموران ولی فقیه در  شکنجه گاهها برای گرفتن اعترافات دروغین از زندانیان بی دفاع .

زندانی عجب گل نور زهی  ۲۷ ساله از شهروندان ایرانشهر کارگری است که به اتهام مشارکت در قتل در زندان بسر می برد . او در حالیکه مشغول کار در منزلی بود که در آنجا درگیری طایفه ای روی داد و منجر به قتل یکی از آنها شد  در تاریخ ۱۵ ماه رمضان ۱۳۹۴  توسط ماموران سپاه پاسداران دستگیر شد . او هیچ نقشی در درگیری و در قتل نداشته است. ماموران سپاه پاسداران  ابتدا  او را به زندان ایرانشهر  و بعد از چند روزبه اداره  آگاهی ایرانشهر منتقل می کنند. این کارگر زندانی بی دفاع تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار می گیرد شکنجه های قرون وسطایی که علیه وی بکار برده اند به قرار زیر می باشد:

ادامه مطلب...

 

بازجویان وزارت اطلاعات همچنان زندانی سیاسی علی معزی را تحت فشارهای طاقت فرسا قرار داده اند

 

 

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»  بیش از ۸ روز است که زندانی سیاسی علی معزی  در قرنطینه بند ۴ زندان اوین زندانی وتحت فشارها و اذیت و آزارهای مستمر بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد

.

روز سه شنبه ۱۷ شهریور ماه  زندانی سیاسی علی معزی بطور ناگهانی فراخوانده شد و به وی گفته شد که او به زندان گوهردشت کرج منتقل خواهد شد و بلافاصله آن را عملی نمودند. اما زندانبانان ولی فقیه در زندان گوهردشت کرج از پذیرفتن وی خوداری کردند و او را بعد از چند ساعت به زندان اوین بازگرداندند . ابتدا او  به بندی که قبلا در آن زندانی بود  یعنی بند ۸ بازگردانده شد اما از پذیرفتن وی خوداری کردند  و نهایتا او را به قرنطینه بند ۴ زندان اوین منتقل نمودند.

ادامه مطلب...

 

تشدید فشارها و اذیت و آزار زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » تشدید فشارها و اذیت و آزارها  علیه زندانیان سیاسی  زندان مرکزی زاهدان.

بند ۳ زندان مرکزی زاهدان  یکی از بندهایی است که اکثر زندانیان سیاسی در آن جای داده شده اند. در این بند چندین برابر ظرفیت، زندانی در آن نگهداری می شود اکثر زندانیان این بند  کف خواب هستند و  زندانیان سیاسی در کنار زندانیان عادی و خطرناک نگهداری می شوند. شرایط  و وضعیت این بند به حدی  غیر انسانی است که زندانیان بندهای دیگر را به عنوان تبعید به این بند منتقل می کنند  که به بند تبعیدیها معروف می باشد .

این بند دارای  ۱۱ سلول است که تمام  سلولهای آن مملو از زندانی است .سرویسهای بهداشتی آن فرسوده و غیر قابل استفاده است و زندانیان سیاسی و عادی برای استفاده ازسرویسهای بهداشتی باید مدت طولانی  را در صف بگذرانند. علاوه بر فرسودگی و و غیر قابل استفاده بودن حمام های بند ،در طی ساعتهای روز آب حمام سرد می باشد و زندانیان به دلیل سرد بودن آب نمی توانند استحمام کنند .  بخصوص زندانیانی که بیمار و یا مسن هستند .

ادامه مطلب...

 

اذیت و آزار و تحت فشار قرار دادن زندانی سیاسی علی معزی بدستور بازجویان وزارت اطلاعات ولی فقیه

 

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» انتقال زندانی سیاسی علی معزی به زندان گوهردشت کرج و بعد چندین ساعت اذیت و آزار و فشار  بازگرداندن مجدد وی به زندان اوین و نگهداری او در قرنطینه بند ۴ زندان اوین.

روز سه شنبه ۱۷ شهریور ماه حوالی ساعت ۱۱:۰۰ به زندانی سیاسی علی معزی  اعلام شد که وسایل شخصی خود را جمع کند تا او را به زندان گوهردشت کرج منتقل نمایند، سپس او را سوار اتومبیل پراید کردند و به سوی زندان گوهردشت کرج حرکت نمودند و حوالی ظهر به زندان گوهردشت کرج وارد شدند. اما زندان گوهردشت کرج علیرغم ابلاغیه دادگاه انقلاب و مدیر کل سازمان زندانها، از پذیرش او خوداری کردند و پس از چند ساعت انتظار و خستگی مفرط ،عطش و گرسنگی او را ساعت ۱۴:۰۰ مجددا از زندان گوهردشت کرج به زندان اوین بازگرداندن و او را به بند ۸ زندان اوین که قبلا در آنجا زندانی بود تحویل دادند که مسئول بند ۸ زندان اوین از پذیرش زندانی سیاسی علی معزی خوداری نمود.

بعد از مدتی انتظار او را به قرنطینه بند ۴ زندان اوین منتقل نمودند و تا بعد از ظهر روز سه شنبه در قرنطینه بند ۴ زندان اوین  نگهداری می شد .

ادامه مطلب...

 

فشارها و اذیت وآزاهای محمود سر گل زهی یکی از شکنجه گران ولی فقیه علیه زندانیان سیاسی در زندان مرکزی زاهدان

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» فشارها و اذیت و آزارها و محدودیتها  علیه زندانیان سیاسی هموطن  بلوچ زندانی در زندانمرکزی زاهدان  در طی روزهای اخیر شدت یافته است .

یکی از زندانیان سیاسی که در روزهای اخیر تحت فشار و اذیت و آزار زندانبان ولی فقیه قرار گرفته است زندانی سیاسی  وحید هود متولد ۱۳۶۶ است.  اواسفند ماه  ۱۳۹۱ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر گردید.زندانی سیاسی وحید هود چند روز پیش بدون هیچ دلیلی به بند دیگری منتقل گردید  و در سلولی وی  را قرار دادند که معروف به سلول ورودیها می باشد و اکثر کسانی که در این سلول هستند معتاد و از  زندانیان عادی خطرناک می باشند ازدحام در این سلول به حدی است که او ناچار است زمین خواب باشد .زندانبانان ولی فقیه به انتقال وی و قرار دادن او تحت فشارهای غیر انسانی اکتفا ننمودند  واو را  به مدت ۳ ماه  از ملاقات با خانواده اش محروم نموده اند.او همچنین حق خروج از بند را ندارد حق رفتن به مسجد فرهنگی و کلاس قرآن را ندارد و حتی از تماس با سایر زندانیان سیاسی و عادی محروم می باشد  و عملا برای او شرایط زندان در زندان ایجاد نموده اند .

ادامه مطلب...

 

دلنوشته ای از زندانی سیاسی مريم اكبري منفرد از بند زنان زندان اوین

دلنوشته ای زندانی سیاسی مريم اكبري منفرد که جهت انتشار و ارسال به رسانه ها در اختیار « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده شده است متن این نامه به قرار زیر است:

«نجات دهنده در راه است »

امسال هفتمین سال است که در کنارش نیستم. سه سال و نیمه بود که مرا از او جدا کردند. خیلی دلم می‌خواست لحظه جراحی و دوره نقاهت کنارش باشم، برای همین درخواست مرخصی دادم. پیش از این در سال90 زمانی که می‌خواست به کلاس اول برود درخواست مرخصی داده بودم که موافقت نشد. حتی خواستم چند ساعتی مرا تحت‌الحفظ با دستبند، روز اول مهر به مدرسه‌اش ببرند تا روز اول مدرسه در کنارش باشم. آن را هم قبول نکردند و اینک، اینک بعد از سالها و در این زمان که سارا قرار است عمل جرحی کند مجدد با مرخصی من مخالفت شد.

البته شرمنده‌ام و احساس شرم می‌کنم در جایی که خواهران و برادران عزیزم به‌خاطر آزادی خلق درزنجیرشان و برای رسیدن به هدف والایی که باورش دارند فرزندان خود را ترک کرده‌اند و هیچ لحظه‌یی از لحظات زیبای رشد و بزرگ‌شدن کودکان خود را ندیده‌اند و چه بسیار از آنها که حتی بدون دیدن چهرة زیبای کودکان خود شهید شدند من به فکر این هستم در کنار سارا باشم.

این دل‌نوشتة من دلتنگیم‌ نسبت به سارا نیست، چرا که سارا پدری چون حسن دارد و خواهرانی هم‌چون پگاه و زهراکه مادری را برایش تمام کرده‌اند، در کنارش دارد.

اینها را می‌نویسم تا گوشه‌یی از ظلمی که بر ما می‌رود را تصویر کنم. آری راه همان است و ظلمت و تاریکی همان.

در این افکار بودم که یار بهاران بر من فرود آمد.

نزدیکترین خاطره‌ام خاطرة سالها پیش است. غروب تابستان سال67. هرگز یادم نمی‌رود غروب مردادماه سال67. غروبی گرم و دلگیر، هنگام اذان مغرب، زمانی که بانگ اذان از گلدسته‌های مسجد محلة هاشم‌آباد بلند شد.

من و مهناز که طبق معمول خسته از بازی کودکانه به خانه آمدیم ناگهان با چهرة گریان و اشکهای مادر روبه‌رو شدیم. برایمان تعجب‌آور بود زیرا که پیش از این جز چهرة بشاش و صورتی شاد و خندان چیزی از مادر به‌یاد نداشتم. در همین حین بود که مادر درحالی‌که قطرات اشکهایش به پهنای چهرة خسته‌اش چونان مروارید غلتان سرازیر می‌شد با صدای بغض‌گرفته‌اش و آن گویش آذری‌اش شروع کرد به بازگوکردن آن‌چه اتفاق افتاده بود و اینجا بود که تازه متوجه شدم چه اتفاقی رخ داده که مادر را این‌چنین دگرگون کرده.

بله، اینبار نوبت رقیه بود که جاودانه شود و مادر تنها نامی که بر زبان می‌آورد نام رقیه بود که می‌گفت رقیه جان! مادر‍! من بعد از این با مهنازت چه کنم؟ به مهنازت چه بگویم؟‍!

بعد از ساعتی تازه متوجه شدم که نام عبدی هم جزو جاودانه‌های 67 است.

ادامه مطلب...

 

انتقال حداقل یک زندانی جهت اجرای حکم ضدبشری به سلولهای انفرادی زندان زاهدان

 

بنا به گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران »  روز گذشته حداقل یک زندانی جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام بهسلولهای انفرادی بند قرنطینه زندان زاهدان منتقل گردید.

روز سه شنبه ۹ شهریور ماه زندانی داود بهداد ۲۸ ساله  که نزدیک به ۶ سال در زندان زاهدان زندانی بود جهت اجرای حکم قرون وسطایی اعدام  از بند ۳  به سلول انفرادی بند قرنطینه معروف به شکنجه گاه زندان زاهدان منتقل گردید.

طی روزهای گذشته موج گسترده ای از اعدام های جمعی در شهرهای مختلف ایران به اجرا گذاشته شده است. تقریبا اکثر اعدام های جمعی که صورت میگیرد توسط قوه قضاییه ولی فقیه اعلام نمی گردد و بصورت مخفیانه انجام می شود. هدف از اعدام های جمعی در ایران ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه است.

ادامه مطلب...

 
Joomla extensions by Siteground Hosting